X
تبلیغات
کلبه شــــــــــــادی کلبه شــــــــــــادی

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی؛حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

 

سلام و عرض ارادت...

پنجشنبه / ۴ اردیبهشت ۹۳ :

روز مرور هفته ای که گذشت

امروز هفته ای که گذشت رو یه مرور ذهنی بکنید...لحظات شادی که داشتید لحظاتی که متفکر بودید لحظاتی که عصبانی شدید...و یه محاسبه بکنید ببینید با خودتون چند چند هستید...چقدر تو این هفته خودتون بودید چقدر ماسک به صورت زدید چقدر صادق بودید چقدر دل به دست آوردید چقدر دل شکستید چقدر خنده به لب نشوندید چقدر مایه اخم و ناراحتی شدید...یه مرور خودمون رو بکنیم خوبه...

 یه چند تا جمله قشنگ هم مهمون کلبه شادی باشید...

گل را می توان زیر پا له كرد، ولی بوی عطر آنرا نمی توان در فضا كُشت. فرانسوا ولتر

یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد

یك گل میتواند بهار را بیاورد

یك درخت می تواند آغاز یك جنگل باشد

یك پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد

یك لبخند میتواند سرآغاز یك دوستی باشد

یك دست دادن روح انسان را بزرگ میكند

یك ستاره میتواند كشتی را در دریا راهنمایی كند

یك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند

یك پرتو كوچك آفتاب میتواند اتاقی را روشن كند

یك شمع میتواند تاریكی را از میان ببرد

یك خنده میتواند افسردگی را محو كند

یك امید روحیه را بالا می برد

یك دست دادن نگرانی شما را مشخص میكند

یك سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد

یك قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد

یك زندگی میتواند متفاوت باشد...

یه نکته رو هم یادآور بشم هر جمله هر نوشته هرچیزی که مکتوب شده شعر شده ترانه شده خالقش یک انسان هست و اون اثر نتیجه فکر و منطق و باور اون آدمه و صحیح بودن یا نبودنش قطعیت ندارد بنابراین باید هرچیزی که میخونیم یا میشنویم اول ما رو متفکر کنه بعد در مورد نتیجه گیری کنیم...و چون سخن یک بزرگ هست دلیل نمیشود که بدون تفکر اون رو تایید کنیم و یا تکذیب...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 3:11 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

چهار شنبه / ۳ اردیبهشت ۹۳ :

روز قانون کپی رایت

تصور کن اگه هیچ قانونی برای حفاظت از فکرها و ایده های خوب و ناب نبود،چقدر دنیا وحشتناک میشد؟ممکنه تو همه ی کشورها از جمله کشور خودمون این قانون به درستی رعایت نشه اما قانون یک طرف قضیه هست و طرف دیگه خود ماییم.سعی کنیم چیزی رو که کسی برای بوجود آوردنش زحمت زیادی کشیده رو به راحتی به نام خودمون نکنیم تا حقوق دیگران پایمان نشه.حتی اگر قانون دستمون رو باز گذاشته باشه.

من معتقدم که اثری که هر کسی خلق میکنه حالا میخواد یه عکس باشه یه نوشته یا طراحی یا هرچیزی متعلق به اون شخص هست حتی اگر تمام دنیا اون رو به نام خودشون منتشر کنند.بنا بر همین اعتقادم هرگز رویِ عکس هایی که میگیرم طراحی هایی که میکنم و نوشته هام منع کپی یا امضا نمیذارم...

وقتی میبینم یک عکس زیبا رو با یک آدرس یا اسم خراب میکنند خیلی متاسف میشم...اگر من باور دارم که اون عکس یا نوشته یا هرچیزی هنر منه پس ترسی وجود نداره...در عینی که خودم به قانون کپی رایت معتقدم...

یه چیزی هم بگم اوایل ورودم به این دنیای مجازی چون خودم هرچی مطلب میذارم که منبعی واسش عنوان نشده دست نوشته خودم هست وبلاگ هر کسی میرفتم فکر میکردم مطلبی که گذاشته دست نوشته خودش هست هنر فکر و اندیشه خودش هست و چقدر هم لذت میبردم بعدها متوجه شدم اینطور نیست...درست برعکس هست یعنی زمانی که یه شعر یا نوشته از خودشون هست پایینش اسم میذارن و برای مطالبی که کپی شده هیچ توضیحی داده نمیشه...

یه چیزی هم بگم بخندید...امروز یکی از روزهایی بود که من گمش کردمواسه همین پست امروز رو دیر گذاشتم...یعنی بنده توی سه شنبه موندم هنوز...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 19:7 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

سه شنبه / ۲ اردیبهشت ۹۳ :

روز خوندن یک صفحه از یک کتاب

امروز برو سراغ کتابهات اولین کتابی که دستت اومد رو بردار یه گوشه دنج بشین و یک صفحه از اون کتاب رو بخون...و اگر میتونی یادداشت بردار اگر میتونی بقیه رو شریک کن که در چه مورد بوده...و سعی کن همه نکته های ظریفش رو کشف کنی و همون یک صفحه رو عمیق درک کن...اینطوری واسه چند دقیقه از روزمرگی و مشکلات فاصله گرفتی...چند جمله زیبا هم مهمون ما باشید...منبع جملات یعنی جایی که بنده از اونجا استفاده کردم وبلاگی هست به نام : جملات زیبا گیله مرد

دو مشکل بزرگ در جامعه ما وجود دارد :
نخست اینکه همه من هستیم و ما را به رسمیت نمی‌شناسیم ،
و دوم اینکه کتاب نمی‌خوانیم .مصطفی رحماندوست
 

خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛و اندیشه بدون خواندن خطرناک ... کنفوسیوس

برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتابها را سوزاند کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند...ویکتور هوگو

اگر میخواهی راحت باشی کمتر بدان واگر میخواهی خوشبخت باشی بیشتر بخوان ؛با اینحال،خوشبختی را بر راحتی های زودگذر ارجح بدان ...

برگهای سبز با رگبرگهای سفید، باعث میوه دادن درخت می شوند ؛و برگهای سفید با رگبرگهای سیاه ، باعث ثمر دادن مغزها ...

از کتابفروشی پرسیدند : وضع کسب و کارت چگونه است؟ گفت : بسیار بد ، چون آنهایی که پول دارند اهل مطالعه نیستند و آنهایی هم که سواد دارند پول ندارند !!!

مساله این نیست که خرید کتاب چقدر گرون تموم میشه،مساله اینه که اگر کتاب نخونی چقدر برات گرون تموم میشه!
 
به عقیده‌ی کرم بسیار عجیب و احمقانه است که انسان کتاب‌هایش را نمی‌خورد ... تاگور

کتاب را نخوانید که بخوانید! کتاب را بخوانید که بیدار شوید ...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 2:45 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

سه شنبه / ۲ اردیبهشت ۹۳ :

روز هدیه دادن به زمین و طبیعت

امروز یه گلدون خوشکل و جدید بگیر و بیار یه گوشه خونه بذار.اگر حیاط دارین یه کم وقت بذار و اون رو تو باغچه بکار.امروز به چیزی به داشته های زمین اضافه کن یه چیزی به زمین هدیه بده و به طبیعت...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 9:41 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

دوشنبه / ۱ اردیبهشت ۹۳ :

روز دل کندن از لباسهایی که فقط مهمون کمدت هستند و فایده ی دیگه ای ندارن

امروز با هم بریم کمد لباسهامون رو یه بررسی جدی بکنیم و از همه لباسهایی که استفاده ای ندارن و فقط مهمون کمد ما هستند دل بکنیم مرتبشون کنیم و بدی یکی دیگه ازشون استفاده کنه...یکبار بررسی کنید و لباس های اضافی رو جدا کنید مجدد یکبار دیگه و تا سه بار این کار رو انجام بدید.چرا سه بار؟ چون در مرتبه اول دل کندن سخته در مرتبه دوم آسون تر میشه و سومین بار باعث میشه واقعا اضافی ها رو کنار بذارید.و یادتون باشه همه رو بذارید تو یه نایلون تیره که دیگه چشمتون بهشون نیفته و پشیمون بشید و در اولین فرصت همه رو رد کنید...بعدش ببینید چه حس آزادی نصیبتون میشه...

و اما امروز اولین روز ِ اردیبهشت هست.اردیبهشتی که شیراز رو دلکش تر از هر زمانی میکنه...اردیبهشت ماه گل و گلابه ماه یه سفر میمند دلکش...ماه خرید عرق های گوارا و خوشبو...اردیبهشت یکی از رویایی ترین ماه های سال هست...

اردیبهشت ماهِ " گل محمدی...

تولد دوباره تویِ بهشت...با تو قدم زدن تو اردیبهشت...

عطر گل محمدی گوارای وجود همگی...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 6:55 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

یکشنبه / ۳۱ فروردین ۹۳ :

حرف امروز فقط و فقط قدردانی از مادران هست.امروز همه وقتمون واسه اونهایی هست که همه زندگیشون وقف ما شد.

سلام به همه دوستان گلم خصوص به دوستداران بانویِ آب و آیینه و بخصوص به خانم های عزیزم و خاص خاص خدمت مادران عزیز...

اول از همه میلاد بانو فاطمه اطهر(س) رو تبریک و تهنیت عرض میکنم و امید دارم که با یک نگاهش سعادتمند بشیم...

واژه زن و خصوص واژه مقدس مادر اینقدر لطافت و عظمت داره که نشه به راحتی در موردش قلم زد ولی خب سکوت هم جایز نیست چون باید اون محبت عمیق قلبی به زبان هم جاری بشه.

زن بودن زیباست وقتی که پاکی و نجابت و لطافت زنانگی رو حفظ کنی و واقعا دامانت به همسر و فرزندت امنیت و آرامش بده.و این یعنی اقیانوسی بی انتهایی که میشه توش شنا کرد و فارغ از هر درد و آلودگی زندگی از سر گرفت...امیدوارم اینطور باشیم...

زن بودن جنسیت نیست موقعیت نیست زن بودن عظیم ترین مسئولیت عالمه و چه بسا عالمی در گرو نجابت زن بوده و هست...و چه بسا یک زن میتونه دنیایی رو آباد یا ویران کنه...بیشتر از این امروز جایز نیست مطلب رو باز کنم...اینکه چقدر موفق بودیم بماند...اینکه چقدر زن بودیم بماند...اینکه چقدر از عهده این مسئولیت برآمدیم بماند...ولی اینکه چقدر بپذیریم و شانه زیر بار این مسئولیت سنگین خالی نکنیم مساله است...

بی تفاوتی و اینکه خودمون رو یک نفر بدونیم یا اینکه خودمون رو اساس یک جامعه بدونیم مساله هست...

به هر حال آرزو میکنم اول خودم یاد بگیرم چطوری در راه این مسئولیت بزرگ قدم بردارم و بعد برای دیگران این آرزو رو دارم...

این روز عزیز رو به همه بانوان بزرگوار میهنم تبریک و شادباش عرض میکنم و بهترین تبریک ها رو نثار مادران دلسوز و وفاداری میکنم که همیشه سپر بلای فرزندان و همسرشون بودند...

تبریک به همه اونهایی که به خاطر زندگیشون از خیلی حق هاشون گذشتن سکوت کردند...

تقدیم به اول و آخر محکوم های عالم که همممممممممممیشه عالم محکومند و برای حفظ داشته هاشون از حقشون میگذرند و به سادگی عذرخواهی میکنند...و این یعنی همیشه مقصر...

تقدیم به همه اونهایی که عادت کردن بغض هاشون رو قورت بدن و دم نزنند... بگذرند...

تقدیم به همه زنها و مادرهایی که در وقت بچگی زیر بار قدرت پدران و برادران و در بزرگی زیر بار قدرت شوهران بودند و دم نزدند...

تقدیم به همه زنهای مظلوم وطنم که مادر شدند و هر آن پدری اراده کند میتواند فرزنداشان را بگیرد...

تقدیم به همه بغض های کهنه گلایه های نگفته دلهاش شکسته تقدیم به همه مادران و زنان صبور کشورم...

از عرایضم برداشت شخصی نکنید و باور کنید شاید ندیده باشید ولی هستند زنهایی که چون زر و زور دستشون نیست زیر ارابه های زندگی له میشن و میگذرن و میرن و کسی نمیفهمه چی به دلهاشون گذشت...

تقدیم به دل سوخته همه مادران کشورم...

و در آخر یه تبریک مظلومانه به مظلومیت مادرم به مادرترین مادری که دیدم...مادری که بغضش پشت سکوت پنهان شده...با تنی خسته درد...خسته.....................................

صدام بغض داره دلم بغض داره...یه دنیا بغض تو دلم هست امروز...بی صدای بی صدا...

بازم روز همه بانوان عزیز کشورم مبارک و روز همه اونهایی که نعمت مادر شدن بهشون ارزانی شده...

خدایا به حق حقانیت و پاکی حضرت زهرا(س) به همه مادرها عمر طویل با برکت همراه با سربلندی و سلامتی بده و همه مادران هجرت کرده رو ببخش و بیامرز...آمین!


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 18:54 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

شنبه / ۳۰ فروردین ۹۳ :

امروز با چشمی زیبابین و لطیف به زندگی نگاه کن

امروز یه جور دیگه به دنیا نگاه کن.چشمت رو به روی همه زشتی ها و ناهنجاری ها ببند و چشم دلت رو به روی همه زیبایی ها و لطافتهای دنیا باز کن...

به اطرافت دقت کن...به اتاقت به خونه ات به لباسهات به هرچیزی که دور و برت هست و زیبایی رو درشون کشف کن لطافت رو درشون پیدا کن...به اطرافیانت نگاه کن حتی به اونهایی که دوستشون نداری حتی به غریبه ها و زیبایی هاشون رو پیدا کن...به زشت ترین چیزها چشم بدوز و درش زیبایی پیدا کن...

دقت کن ببین محاله چیزی رو پیدا کرد که نازیبایِ مطلق باشه...در نازیباترین چیزها هم زیبایی نهفته ای وجود داره پس پیداشون کن.نه واسه رتبه دادن به چیزی بلکه به خاطر سیقل دادن روحت واسه بیدار کردن هارمونی وجودت...واسه هدیه دادن یه طراوت عمیق به دلت...

امروز با این دید دنیا رو ببین که: چقدر دنیا زیباست چون سرانگشت خدا دنیا رو ساخته...

دقت کن زیبایی ها موج میزنند و تو رو احاطه میکنند پس زیبا ببین زیبا بخند زیبا زندگی کن...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 9:55 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

جمعه / ۲۹ فروردین ۹۳ :

روز احترام به عقاید دیگران

به نظرهای متفاوتی که میشنوی گوش کن بدون اینکه شاخ در بیاوری.شاید تو هم توی ذهن طرف مقابلت عجیب به نظر میای.پس سازش کن و قبول کن که قرار نبوده همه مثل هم فکر کنند.وگرنه دنیا خیلی جای خسته کننده ای میشد...

::: اینکه بخوایم عقاید خودمون رو میزان قرار بدیم و عقیده دیگران رو بر حسب عقیده خودمون وزن کنیم یه کم دور از عقلانیت هست.اینکه تصور کنیم اونطوری که ما فکر میکنیم صحیح ترین هست هم نشأت گرفته از خودخواهی درونی هست.اینکه در مورد عقیده و باورهای دیگری قضاوت کنیم هم نهایت بی عدالتیست...

بهترین شیوه زندگی پذیرفتن دیگران با عقاید و باورهاشون هست...و پذیرفتن به معنای تایید کردن نیست...یعنی من میپذیرم تو را با هر دین و مسلکی که داری با هر جهان بینی و عقیده ای در عین اینکه برای فکر و عقیده خودم حرمت قائلم و با این باور که همه ما باید باشید تا جهان کامل شود...

شک نکنید که بهترین راه برای "جاری" شدن اینه که همه عقاید مخالف و موافق رو بشنویم و تجزیه و تحلیل کنیم...

اینکه ما بدونیم و باور کنیم که با هیچ محاسبه ای "عقل کل" نیستیم بهترین راه برای بزرگ شدنه...

حتی اگر در کاری حرفه ای و در موردی صاحب نظر و استاد هستی سعی کن نظرات و عقاید زیردستان و شاگردان و کوچکترها رو جدی بگیری چه بسا نکته هایی خواهی یافت که در هیچ کتابی مکتوب نشده...

 روز تعطیل خوبی رو برای همگی آرزومندم...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 3:31 توسط شادی|

 

سلام:

یک دنیا حرف و خبر و چیزهای دیگه هست که فرصت نمیشه بگمیکیش اینه که با تاخیر عرض میکنم.دریاچه مهارلو دریاچه نمک هست.همیشه آبی هست ولی خب به خاطر نمک زیادی که داره ساحل سفیدی داره و تو خود دریاچه هم سفیدی دیده میشه.دنبال یه وقت آزاد میگردم که خودم برم  از نزدیک واستون عکس بگیرم.باشد که فرصتی دست دهد...اگر بدهد

دریاچه مهارلو در نزدیکی شیراز دوباره مانند چند سال اخیر به رنگ قرمز درآمده و کارشناسان علت آن را شوری زیاد آب و رشد جلبکهای مقاوم به شوری می دانند.
 

ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 17:30 توسط شادی|

 

سلام و عرض ارادت...

پنجشنبه/ ۲۸ فروردین ۹۳ :

چون میگذرد غمی نیست

امروز رو باور کن با همه وجودت که دنیا میگذره با همه خوبی ها و بدی هاش میگذره...هرچی رو تو امروز میبینی اگر دلت میشکنه اگر تنت درد داره اگر و اگر فقط به این فکر کن که میگذره...

راستی بذاریم بگذره...بذار بد بگذره...بذار درد بکشیم...بذار دلمون بشکنه بذار همه روح و تنمون از درد یه حرف به هم بپیچه و تب کنیم...اصلا بذار هرجوری میخواد بشه...خوبیش اینه که میگذره...تموم میشه...

حرف امروزم شاید با درد باشه ولی من میگم همه دردها میگذره...شاید امروز زخمی باشم ولی بازم میگم میگذره...

غم نخور واسه چیزی که میگذره...رهاش کن...ای بابا بی خیال دنیا...بی خیال دنیایی که هر روز یه ساز میزنه اونم ناکوک...بی خیال دنیایی که هیچیش سرجای خودش نیست...بی خیال دنیایی که رحم و مروت نداره...بی خیالش...وقتی قرار بگذره خب میگذره...وقتی در آخر صاحب بکی هست که عدالت سرش میشه پس بذار بگذره...

دنیا گمان مبر که میتونی روی ما رو کم کنی...روی تو رو کم کردیم و خبر نداری...همین...


ادامه ی عرایضم:
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 0:50 توسط شادی|