کلبه شــــــــــــادی

کلبه شــــــــــــادی

شادی
کلبه شــــــــــــادی

بدون شرح...

هواتو از سرم بیرون نکردم تو تنها حسرت من رو زمینی /

یه چیزایی رو تا عاشق نباشی نه می تونی بفهمی نه ببینی

تو رو دارم تمام عمر حتی اگه هرچی رو که دارم بگیرن /

همه دنیامو راحت میدم اما خدامو که نمیذارم بگیرن

به عشقت تا ته دنیا به جنگ هر کسی میرم /

چه تقدیری از این بهتر که از عشق تو میمیرم ، من از عشق تو می میرم

تو تا وقتی کنار من بمونی خدا از پیش من جایی نمیره /

من این حال خوشو حتی یه لحظه هم نمیذارم کسی از ما بگیره

delam baraye khodam braye delam tange

baraye az delam goftan az delam neveshtan

delam baraye hameye khat khatihaee ke be daste delam be tasvir keshide mishod...tange



تاريخ : شنبه بیست و نهم شهریور 1393 | 14:13 | نویسنده : شادی |

زندگیه دیگه...

سلام و عرض ارادت خدمت همه دوستانی که نمیشه نظیرشون رو جایی پیدا کرد...سلام...

 

اول عذرخواهی که نگرانتون کردم...بچه دیدید چطوریه؟ گاهی گریه میکنه هرچی بهش بدی آروم نمیشه،این یعنی خودش هم نمیدونه چشه نمیدونه چی میخواد.فقط حالش اینقدر خوب نیست که بخنده و آروم باشه یا به تعبیری اینقدر بده که گریه میکنه...

گاهی خیلی دلیل وجود داره که آدم خوب نباشه...فقط یادمه لحظه ای که اون پست رو نوشتم و گفتم که دلم گرفته همه حجم دلم گرفته بود و عین بچه ها بیتاب بودم و اصصصصصلا خوب نبودم...

و بازم یادمه که روزهای بعد از اون خیلی بدتر از اون روز بودم با این تفاوت که دیگه تو خودم گم شده بودم نمیدونستم چم شده یا داره چی میشه...

و باز یادم دکتر خودم شدم مثل همیشه مو به مو روح و جسمم رو مرور کردم و درمان رو شروع کردم...

ولی خب یه روزهایی هست که سخت میگذره به روح...و شاید مسببش جسم باشه...شاید هم نه!

خوبی دنیا اینه که میگذره...با همه خوب و بدش...فقط یه چیزیش بده و اون اینکه بدی حالت از کاسه صبرت لبریز میشه به زبون میای و اطرافیانت ناراحت میشنهمیشه همیشه همیشه وقت درد و مشکلاتم همین موضوع عذابم میده...چون بلد هم نیستم چیزی رو پنهون کنم...

همیشه میگم اگر آدم وقت درد و مشکلی تو یه بیابون بود که هیچ کس رو آزاد نده خیلی خوب بود.اینکه اطرفیان رو نگران بکنم خیلی دلم میشکنه...

وقعا بعضی مواقع هیچ جوری فکر و روح و جسم با هم هماهنگ نمیشن...نبودنم دلیل هماهنگ نشدنشون بود...باهام راه نمیومدن که کنترلشون رو به دست بگیرم...

شکر الان بهترم...یعنی خوبم...تقریبا خوب خوبم...90 درصد خوبم...وگرنه نمیشد سیستم روشن کنم دیگه...

فدای همگی.منو ببخشید دلواپستون کردم...اطرافیانم رو هم چند روزه خیلی نگران کردم از بس خودم نبودم...

از خدا برای همه سلامتی روح و جسم و هماهنگی روح و جسم آرزو میکنم...بازم معذرت که نگران شدید...



تاريخ : جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 | 7:44 | نویسنده : شادی |

حالمان خوب است غم کم میخوریم...

عذرخواهی میکنم به خاطر غیبتم...فدای همگی...



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:46 | نویسنده : شادی |

حالمان خوب است غم کم میخوریم...

عذرخواهی میکنم به خاطر غیبتم...فدای همگی...



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 | 10:46 | نویسنده : شادی |

یا رب...

جان به لب رسید از دستِ خودم...

خدایا مرا از دست خویش برهان...

یا الرحم الراحمین...

من از خود به تنگ آمده ام...

من از خود رنجیده ام...

من از خود کشیده ام...

خدایا دلم گرفته از خودم...

دلم شکسته از خودم...

یا الرحم الراحمین منو از خودم رها کن...

من از خویش توبه میکنم یارب...

 



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 | 8:29 | نویسنده : شادی |

الهی...

خطور خاطرات از کوچه پس کوچه های ذهنم مرا به زمانی پرت میکند که...........................

عجیب است...

قلم می ایستد گاهی...

گاهی که ضربان قلبم با رقص قلم یکسو میشود...

عجیب است...

گاهی یک تلنگر کافیست تا پرت شوی به جایی که..........................

عجیب است...

عجیب ترین زمان وقتی است که حجم ِ دردی که دلت را تکان داده قلمت را خشک کند...

و خطور یک خاطره ساکتم میکند...

:::برای چشمهای منتظر یکی دعا کنید...برای دل آشفته یکی دعا کنید...وقتی دردی رو کشیدی و دیگری رو تو همون حال میبینی عججججججججججججججججججیب...............عجیب...

 

خدایا نه تو را به خودم و نه من با صدای خودم و نه من با آبروی خودم و نه من با اعتبار خودم...خدایا تو را به بزرگی خودت به رحمت بی پایان خودت به آبروی آبروداران درگاهت قسم که : نیست در عالم ز هجران سخت تر...هرچه خواهی کن ولیکن آن نکن...خدایا پناهنده به تو در امان است و من از تو برای داشته هایم برای همه و همه "امان و پناه" میخواهم...آمین...

 

شنبه 22 شهریور: خدایا شکرت...میگن امتحان تا زمانی ادامه داره که توان داری.وقتی کم بیاری دیگه خدا هم کوتاه میاد...شکر که...



تاريخ : جمعه بیست و یکم شهریور 1393 | 8:26 | نویسنده : شادی |

...!

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست

که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد

مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند

بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی

که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد



تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 13:25 | نویسنده : شادی |

اندازه نگهدار كه اندازه نكوست...

سلام و عرض ارادت خدمت همه دوستان عزیزم...بالاخره من به سیستم رسیدم و البته سیستم هم به من...چند روز سیستم نداشتم؟ فکر کنم 12 روزی شد.خیلی طولانی شد.البته گوشی و نت بود ولی خب محدود تره آدم.خصوص من که به واسطه کارم باید سیستم رومیزی داشته باشم و همینجا روی این صندلی راحت و میز راحتم بشینم و مسلط باشم به مانیتور...و به این حالت عادت دارم.با تیلت و لبتاب و ...کارم نمیشه...

امیدوارم ایام رو به خوشی سپری کنید.هرچند گرمی هوا آزاد دهنده بوده واسه یه عده از هموطن هامون.شرجی 90 درجه گزارش میشد از اخبار که واقعا غیر قابل تحمل هست.مردم شمال و جنوب کشورم سختی زیادی رو متحمل شدن...شیراز ما هم همچنین چهار فصله.یعنی هم جای گرم و هم بهاری و هم پاییزی و هم زمستونی...

ارتفاعات نمیشه رفت از شدت سردی هوا.و برعکس مرکز شهر بسیار گرم و به گفته ساکنان اونجا آزار دهنده هست...و همچنان حضور مهمانان عزیز که شهر رو بسیار شلوغ کردند...

 

:::همیشه تندروی و کندروی هایی در زندگی داریم.هیچ کس هم مستثناء نیست...گاهی این افراط گری ها در امر تنبیه و تشویق اتفاق می افته...

کار خوب یکی رو اینقدر بزرگ میکنیم که هزاران توقع در قبالش بوجود میاد که دیگه خودمون هم نمیتونیم جمعش کنیم  یعنی خیلی بیشتر از خوبی کارش بهش پاداش میدیم و کار اشتباه دیگری رو چنان زشت و بد جلوه میدیم و خیلی بیشتر از جرمش مجازاتش میکنیم که منجر به یه تخریب شخصیتی میشه که شاید به سادگی بازسازی نشه...

میانه روی در همه موارد حتی در محبت کردن، قدردانی کردن ،محکوم کردن و... باعث آرامش و آسایش زندگی میشه و افراطی رفتار کردن در هر موردی باعث دردسرهای روحی و جسمی میشه...

امیرمؤمنان علی(ع) می‌فرماید:

«بر تو باد به میانه روی در کارها؛ هر کس از میانه روی روی گرداند، ستم می‌کند و هر کس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.»
 
در حدیثی دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید:
 
«میانه روی امری است که خدای بزرگ آن را دوست دارد ولی از اسراف بدش می آید، حتی دور انداختن هستة خرما را؛ زیرا آن هم به کاری می‌آید، همچنین باقیماندة آب آشامیدنی‌ات را.»
 
افراط در هر مورد موجب ضایع شدن حق هست...افراط در خوردن و آشامیدن و ... حق کسانی که توانایی داشتن اون موارد رو ندارن رو ضایع میکنه...مثل زیاده در مصرف آب که این روزها بدجوری فکرها رو درگیر کرده...
 
افراط در دوستی باعث میشه حق  نزدیک ترین هامون ضایع بشه...
افراط در محبت کردن باعث میشه گروه دیگری از ما بی مهری ببینند...
افراط در مجازت ناحق کردن حق کسی هست که مرتکب خطا شده...
افراط در تشویق کردن ناحق کردن حق کسانی هست که کاری بزرگتر انجام دادن و حتی یک تشکر هم ازشون دریغ شده...
 
در زندگی میانه روی و اعتدال یکی از مهم ترین خصلت هاست...
 
که حتی در دین افراط در عبادت هم نهی شده...
 
خدا کنه حقی رو ناخواسته ضایع نکرده باشیم...خدا کنه دلی در اثر افراط و تفریط ما نشکسته باشه...خدا کنه تو شادیهامون بی حد نشیم تو غم هامون بی اندازه نشیم...محبت کردنهامون در اثر افراط به وظیفه مسلم و مایه سوء استفاده نشه...خدا کنه شخصیت هیچ کس رو در اثر افراط در مجازاتمون خرد نکرده باشیم...خدا کنه در اثر تشویق هامون کسی رو افضل بر دیگری نکرده باشیم...
 
خدایا ما رو در میانه رو بودن کمک کن...افراطی بودن در بهترین خصایص هم دردناکه...
 
فدای همگی...
 
 


تاريخ : پنجشنبه بیستم شهریور 1393 | 9:34 | نویسنده : شادی |

سلام...

سلام و عرض ارادت خدمت همه دوستان عزیزم... اول از همه میلاد آقا علی ابن موسی الرضا رو خدمت همگی تبریک عرض میکنم و تمنای یک نگاه از آقا دارم... یا ضامن آهو ضامن ما راه گم کرده ها هم باش... غیبتم طولانی شده و خودمم دلتنگ اینجام... در چند روزه اخیر شیراز بیشتر از 8 بار لرزیده...بعد از ایلام انگار نوبت شیرازه...من میگم یه هیولای بزرگ زیر زمین هست که هوای سفر به سرش زده از سواحل نیلگون خلیج فارس حرکت کرده به سمت سواحلِ ...آنتالیا...و بین راه هوس میکنه یه تکونی هم به خودش بده...واسه همین شیراز میلرزه...وگرنه متانت شیراز و این صحبت ها... شکلک ندارم که بخندم...شما جای من بخندید... به هر حال تن از ما و تقدیر از خدا...اگر یه وقتی نیومدنی شدیم حلالمون کنید...بازم جای شکلک خنده خالیه... فدای همگی...روز و ایام بر همگی خوش.منم دلتنگ دوستان خوبم هستم...

تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 17:18 | نویسنده : شادی |

بدون شرح...

آدم تا نمونه به پای خودش...نمیتونه پای کسی واسته...



تاريخ : سه شنبه یازدهم شهریور 1393 | 9:15 | نویسنده : شادی |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.