تبليغاتX
کلبه شادی

...زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است...

     Shady

         BLOGFA.COM  

     Powered by  MyPagerank.Net

وضعیت در یاهو

محرم...

هلال ماه

ای هلال ماه غم خون جگـــر آورده ای

سوز دل فریاد جان اشکی بسـر آورده ای

با قد خم گشته خود بر فـــــراز آسمان

از هلال دختر زهرا خبــــــــر آورده ای

آتش و خاکستر و کعب و نی و زخم زبان

از برای عترت خیرالبشــــــــر آورده ای

بر دل فرزند زهرا تیــــــر داری در کمان

یا برای اصغرش تیر دگــــــــر آورده ای

ای محرم وای بر تو پیش تیـــــــر حرمله ‏

حلق اصغر چشم سقا را سپـــــر آورده ای

ای محرم این تو هستی که یتیم وحــــی را

در کنار جسم عریان پــــــــدر آورده ای

 

فرا رسیدن ماه محرم ایام عزاداری مولا حسین(ع)را به همه

دوستان گلم تسلیت عرض میکنم




| *| نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388 و ساعت 6:56 توسط شادی |

هر کس به کسی نازد...ما هم به علــــــــــــــی نازیم...

در گذشت" استاد فرامرز پایور" آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور را به خانواده

 

و شاگردان و دوستداران ایشان تسلت عرض میکنم


 

 يا علي ذاتت ثبوت قل هو الله احد             نام تو نقش نگين امرِ اَلله الصّمد 

       لم يلِد از مادر گيتي و لم يولَد چو تو          در جهان بعد از نبي، مِثلت لهُ كُفواً احد

سخناني از حضرت علي( ع)

 

شكست عدم پيروزي نيست بلكه شكست پيروزي آدم را به تأخير مي اندازد.

 

فضيلتش از بين برود. هر كه همتش كوچك باشد،

 

بركت ها از ميان برود. هر گاه جنايتها آشكار شود،

 

تو اگر نيكي كني خود را گرامي داشته اي و به خودت نيكي كرده اي،

 

اگر بدي كني خودت را خوار كرده اي و به خودت زيان رسانده اي

 

بدهكاري زياد راستگو را دروغگو مي كند و خوش قول را بد قول مي كند. ،

 

           هر كه اطمينان داشته باشد كه آنچه خدا برايش مقدر كرده است به او مي رسد،

 

                                         دلش آرام گيرد.

 

   زهد و بي اعتنايي به دنيا بزرگترين آسايش است. 

 

چه بسيارند عبرتها و چه اندك اند عبرت گرفتن ها

 

در انتظار فرج باشيد و از رحمت خدا نوميد نشويد.

 

  انصاف، برترين خصلت هاست

 

  انديشه اش زلال گردد. هر كه خوراكش كم باشد،

 

     شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است.

 

   هر كس پاك دامني و قناعت ارمغان او شد،سرافرازي با او هم پيمان گشت.

 

برترين بخشندگي بخشش در تنگدستي است.

 

  محبوب ترين مؤمن نزد خداوند كسي است كه مؤمن فقيري را در تنگدستي

 

                                      دنيا و گذران زندگي ياري رساند

 

خوشا به حال آنكه به بندگان خدا نيكي كند و براي آخرت خود زاد و توشه برگيرد.

 

  از گردش روزگار، گوهر مردان آشكار مي شود

 

از طمع كاري است كه مردان گردن به ذلت و خواري نهند.

 

قناعت پيشه كردن از عزت نفس است.

 

   احمق ترين خلق كسي است كه خود را عاقلترين خلق بداند

 

آفت وقار و هيبت مرد شوخي كردن است .

 

   شنوائي گوش سودي ندهد. اگر چشم دل بينا نباشد،

 

  با نيكان بدي مكن چه آنان را از نيكي باز مي داري.

 

بالاترين بخشش آن است كه پيش از خواري خواستن باشد.

 

  با پدران خود نيكي رفتار كنيد، تا پسرانتان به شما نيكي كنند

 

انسان در زير زبان خويش پنهان است

 

  انسان را پس از مرگ خانه اي نيست،مگر خانه اي كه قبل از مرگ بنا كرده است

 

  بد ترين رفيق كسي است كه تو را به معصيت خدا تشويق كند.

 

  ترسو را توفيق و كاميابي محال است

 

پوزش طلبيدن نشان خردمندي است

 

  به هر چيز در دنيا بيشتر انس داري،· زيادتر از آن بترس.

 

  بلاي آدمي در زبان اوست

 

   كسي كه در كار كوتاهي كند به غم و اندوه دچار مي شود.

 

    از برتري و بزرگواري مي افتد. كسي كه خودخواهي و اسراف پيشه كند

 

  بزرگوار كسي است كه در كيفر بدي نيكي كند.

 

مؤمن را شادي در جبين است و اندوه در دل.

 

ناداني دردناك ترين دردهاست

 

هنگامي كه هوس ها بر عقل چيره شوند انسان به پرتگاه ها كشيده مي شود.

 

هيچ مالي پر فايده تر از عقل نيست.

 

  دانائي ميراثي است شريف و گرامي.

 

  مرا بنده خود گردانيده است. هر كه مرا حرفي بياموزد،

 

هر كس ميدرود آنچه را ميكارد و جزا مي بيند آنچه را عمل مي كند.

 

  خوبي سخن در كم گفتن است

 

    دانشي كه تو را اصلاح نكند،گمراهي است

 

     هر كس از خدا بترسد ترسش از مردم كمتر مي شود.

 

سه كار شرم برنمي دارد: برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود. خدمت به همنوعان،

   

  دين ندارد كسي كه عقل ندارد، دين مرد خرد اوست،        

 

رشكبر هميشه بيمار است

 

درباره آنچه از آن شناختي نداري،سخن مگوي

 

  سينه عاقل صندوق اسرارش مي باشد.

 

  يا دانشمندي زبان دار و گويا باش و يا شنونده اي علم نگهدار،

 

    از بخل و نفاق اجتناب كنيد كه از مذمومترين اخلاقهاست.

 

  بخيل پيش عزيزان خود خوار است

 

  بخل ورزيدن به آنچه در دست داري،· بدگماني به معبود است

 

  بخشندگي آدمي او را محبوب مخالفانش مي كند و بخلش او را نزد فرزندانش هم منفور

 

 مي سازد

  

      موفق باشيد


 

از عزیز خوبم تشکر میکنم به خاطر جمع آوری این سخنان زیبا

 

فدای دستت بشم گل نازم.

 

ممنونم ازت



| *| نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 و ساعت 7:18 توسط شادی |

یا علی ذاتت ثبوت قل هو الله احد...

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 

فرا رسیدن عید ولایت و امامت رو به همه دوستان گلم تبریک و تهنیت میگم

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد

ناشر حكم ولایت به ولی می نازد

گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی

عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

خدا خوان تا خدا دان فرق دارد

كه حیوان تا به انسان فرق دارد


موحد را به مشرك نسبتی نیست

كه واجب تا به امكان فرق دارد


موحد را مقلد كی توان گفت؟

 كه دانا تا به نادان فرق دارد


مناجاتی خراباتی نگردد

كه سرّ جسم تا جان فرق دارد


مخوان آلوده دامن هر كسی را

كه دامان تا به دامان فرق دارد


من و ابروی یار و شیخ و محراب

مسلمان تا مسلمان فرق دارد


من و میخانه، خضر و راه ظلمات

كه می با آب حیوان فرق دارد


مخوان دور فلك را دور ترسا

كه دوران تا به دوران فرق دارد


مكن تشبیه زلفش را به سنبل

پریشان تا پریشان فرق دارد


مبر پیش دهانش غنچه را نام

كه خندان تا به خندان فرق دارد


رخش را مه مگو هرگز فروغی!

كه خور با ماه تابان فرق دارد

 فروغی بسطامی



| *| نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 17:49 توسط شادی |

لبيک لا شريک لک لبيک...

فرا رسیدن عید سعید قربان را به همه دوستان بهتر از گلم تبریک و تهنیت

 میگم.امیدوارم در این روز بزرگ آرزوهای همه برآورده بشه و دلهای همه شاد...

خدایا ممنونت هستم به خاطر این عیدی قشنگی که بهم دادی...

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک چرا باید به دور تو بگردم

 ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم ...

 



| *| نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388 و ساعت 6:29 توسط شادی |

شکراً لله...

خدایا سر به سجده میذارم با اشک چشم هام رو غسل میدم

باز هم با خدایی کردنت نشونم دادی همیشه کنارمی

خدای ممنونت هستم

خدایا ممنونم چطور شاکر این نعمتت باشم

چطوری این موهبت رو شکر بگم

خدایا ازت خواستم امروز بهترین روز عمرم بشه؛شد

خدایا خیلی بزرگی خیلی مهربونی

خدایا من قادر نیستم به خاطر این نعمت شکرگذاری کنم

خدایا زبونم قادر نیست

شکر

شکر

شکر

شکر

شکر خدای مهربونم شکر خدای عزیزم

شکر مهربونترینم   زیباترینم    عزیزترینم

تو به بهترین نحو جوابم رو دادی

تو به بزرگی خودت نگاه کردی و عزیزم رو بهم برگردوندی

خدایا ممنونت هستم ممنونت هستم.

از همه دوستان گلم ممنونم که همراهم بودن

و از تو عزیزم که نمیدونم چی بهت بگم

نمیدونم چطوری قدردان همه خوبی هات بشم

با وجودیکه تو بیشتر از من غم میخوردی شونه هات رو برام تکیه گاه کردی

ممنونم ازت ممنونم از تو و خدای تو

ممنونم از دل مهربونت که هرگز دروغ نمیگه...

امروز بهترین روز زندگی همه ماست

چشم ما روشن و شکر پروردگار بی همتا را

 که نعمت رو در حقمون تموم کرد

خدا رو به عظمتش قسم میدم همینطور که دل ما رو شاد کرد

دل همه رو شاد کنه امید هیچ کس رو ناامید نکنه

خدا به همه شادی و سلامتی عطا کنه

خدای همیشه خوبم ممنونم   ممنونم   ممنونم

عزیز بهترینم غنچه گل نازم تولد دوباره ات مبارک

عزیز بهترینم شکوفه دادن گل صبرت مبارک

نازنین مظلومم نو شدنت مبارک...

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388 و ساعت 17:43 توسط شادی |

یا من اسمه دوا و ذکره شفا...

 

فرا رسیدن شهادت امام باقر(ع) را به همه دوستان گلم تسلیت میگم

ام يجيب مضطر اذا دعاه و يکشف

السوء

 

خدایا من عزیزم رو به تو سپردم

خدایا من گل نازم رو به تو سپردم

خدایا الوعده وفا

خدایا فردا روز موعوده

خدایا محکم پشتم وایسا

خدایا خداییت رو میخوام ببینم

خدایا فقط تو تو تو...

خدایا من گلم رو امانتم رو بهت میسپارم ازت سالم میخوامش

خدایا من عزیزم رو از تو میخوام

خدایا خداییت رو نشونم بده

یا ارحم الراحمین

خدایا به شهید امشب قسمت میدم عزیزم رو صحیح و سالم بهم برگردون

خدایا توکل به تو کردیم رحمتت رو از ما دریغ نکن

خدایا همه چیز رو به تو سپردم

از همه دوستان التماس دعا دارم

به امید خبرهای خوش

خدایا فردا شب میخوام بیام با خبرهای خوش بیام

فردا شب میخوام بیام و فریاد بزنم

شکر خدای بزرگ من شکر پروردگار مهربونم



| *| نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388 و ساعت 20:18 توسط شادی |

یا الله...

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا الله

 

خدایا به امید تو


 

قشنگه وقتی بهت اعتماد میکنم.قشنگه وقتی صدات میکنم و نگام میکنی...

قشنگه وقتی چشم بهت میدوزم فقط به تو...

قشنگه وقتی میگم خدایا راضیم به رضای تو...

قشنگه وقتی همه داروندارم و دستت میدم و میگم خودت میدونی...

قشنگه وقتی تو سخت ترین لحظه ها دستم رو رو شونه های مهربونت میذارم...

قشنگه وقتی جواب اعتمادم رو میدی...وقتی میگی حالا که سپردی به من بیا

سالم تحویل بگیر...

قشنگه خدای من همه کارهات قشنگه...

و من مثل همیشه خیلی بهت اعتماد دارم.خودت بهتر میدونی چقدر...

مثل همیشه دست رو شونه های مهربونت میذارم و محکم می ایستم...

تو تا حالا جاخالی ندادی آخه...اصلا روش تو نیست پشت کسی رو خالی کنی...

خیلی وقت ها پشتم بودی.نه بی انصافیه همیشه پشتم بودی...

همیشه یارم بودی...هرچی ازت خواستم رو بهم دادی...

حالا هم تو همون خدایی و من همون بنده...هیچی عوض نشده...

تو همون خدای بخشنده ای و من همون بنده ای که یک دنیا باورت دارم...

بازم یک کلام: خدایا من اون رو به تو میسپارم...

خودت میدونی و همه چیزهایی که باز فقط تو میدونی...

خدایا حتم دارم با یک دنیا شادی میام و همینجا جشن شکرگذاری رو برپا میکنم...

خدایا شک ندارم قراره کی باهاش بره وقتی از ما جدا میشه...

شک ندارم دست کی میخواد کار رو انجام بده...

خدایا بازم میخوام با همه وجودم خداییت رو لمس کنم...

خدایا نمیگم تنهامون نذار؛ چون نمیذاری...

نمیگم کمک کن چون کمک میکنی...

نمیگم سپردمش به تو؛ چون بنده تو هست و سرسپرده تو...

خدایا فقط میگم محکم ما رو در آغوشت بگیر...محکم تر از همیشه...

خدایا چشم به راه هدیه توایم...خدایا منتظریم...

اون ساعت ها و دقیقه ها رو به تو میسپارم...

خدایا...

خدایا...

خدایا...

از همگی دوستان گلم التماس دعا دارم...

به امید خبرهای خوش...



| *| نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 10:38 توسط شادی |

صورتک های جـــــــــــور وا جـــــــــــور...

چهره ها از یاد می روند؛همانطور که (لهجه)لحجه ها فراموش شدند...

چقدر اصرار داریم که همه یک شکل باشیم یک جور حرف بزنیم...

چقدر علاقه داریم هر روز صورتکی نو به چهره بزنیم...

انگار بیشتر از هر چیز از خود فرار می کنیم...

صورتک های رنگارنگ...

صورتک های جور وا جور...

ای کاش یک دل می شدیم که شاید نیاز به این صورتک ها نبود...

هر روز یک رنگ و یک لباس !!!

بازیچه دست بازیگران...

و چه نرم هویت خویش را رها کرده ایم...

و چه آسان اصل وجود خویش را عوض می کنیم...

خدا من را اینگونه خواست ؟ اینگونه آفرید؟

با این صورت؟ با این بینی؟ با این چشم؟ با این ترکیب؟

نمی پسندم...جامعه نمی پسندد...چشم چرانها نمی پسندند...

مهم نیست خدا چه چیز را بر من پسندید...

عوضش میکنم!!!

عوضش میکنم...

عوضش میکنم...

خواست و سلیقه خدا ؟؟؟ دیگر قدیمی شده...

امروز صورت استخونی و بیضی شکل مد است...امروز بینی سربالا و کوچک ...

امروز لاغر و استخونی بودن ...امروز امروز امروز...

من عوض میشوم...تا کی؟؟؟

تا وقتی که امروز فردا شود... چیز دیگری مد روز باشد...باز هم عوض میشوم...

تاکی؟ تا فردایی دیگر...تا مدی دیگر...تا بازی دیگر...

تا سودجویان چه برایم بخواهند...تا بازیگران چگونه چون عروسکی مرا در صحنه

دروغ بچرخانند...

مدام عوض میشوم هر روز یک رنگ یک سایز یک مدل...

آنقدر که یادم نمی آید چگونه بودم... خود را فراموش میکنم...

من گم میشوم در دنیایی که معنای حقیقی آن ثروت است...

منی وجود نداره...منه امروز فردا دیگر نیست...چون بازیگری امشب در فکر است

که فردای مرا چگونه بسازد...چه رنگ...چه مدل...

عجب از من...عجب از ما...چه راحت خود را به دست عیاشان و ثروت اندوزان

سپرده ایم...

حیف از ما...حیف...



| *| نوشته شده در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 5:42 توسط شادی |

آخرین عروسک زندگی من...

 

همیشه ساکت و آرام مرا می نگری...

نگاه مهربانت با نگاهم گره میخورد...

کلامم را در جویبار سکوتت جاری میکنم و تو باز آرام و ساکتی...

خنده همشگی تو میگوید که شادی پایدار است اگر آن را درک کنیم...

تو از دید همه یک عروسکی...یک عروسک...

ولی چه کسی خواهد فهمید غم دستانی که تو رو آفرید؟

چه کسی  لمس خواهد کرد آن دستان گرم را...

و چه کسی جز من میداند که تو یک بهانه ای...

یک راز پنهان، یک حضور نامحسوس...

تو یک عروسکی اما زنده تر از خیلی از آدم ها...

تو یک عروسکی ولی مهربان تر از خیلی از آدم ها...

تو یک عروسکی اما...

عروسک مهربان من، مونس صبور من...

تو برای من جریان یک گرمای مداومی ...

تو برای من تنها یک عروسک نیستی...

و چه کسی خنده های من و تو را درک خواهد کرد...

در آغوش من چه آرام آرمیده ای...

تو بهتر از خیلی از این آدم ها عشق را می فهمی...

عروسک مهربان من بیشتر از تو خواهم نوشت بیشتر از تو خواهم گفت...

تو آخرین عروسک منی چون به غیر تو به هیچ عروسکی نگاه نخواهد کرد...

آخرین عروسکی که زنده خواهد شد و زنده خواهد ماند و زندگی خواهد بخشید...



| *| نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 11:25 توسط شادی |

جای دوری نمیره اگر به ما نگاه کنی...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

السلام علیک یا امام غریب

السلام علیک یا امام مظلوم

سلام مولای مهربونم

سلام آقای عزیزم؛درسته از بعد مصافت دوریم از هم ولی دلم تو حرم قشنگت

پر میکشه عین کبوتر هات...

آخرین دیدارمون یادته آقا؟یادته چی ازت خواستم؟

یادته چه قولی بهم دادی؟

یادته چطوری اومدیم؟ حالمون رو یادته؟

اون شب یادته؟؟؟ وای چه شبی بود...

گرمی نگاهت تا خود صبح گرمم کرد...

یادته چطوری گوش به زنگ بودیم؟ اون مادر و بچه یادته آقا؟

اون مادر ۱۷ ساله با بچه ۶ ماهه...یادته چطوری گریه میکرد؟؟

همه چیز از یادمون رفت تا دیدیمش...همه فکر میکردند برادرش رو بغل کرده

وای نگو بچه اون بود.بچه ای که قرار بود ۶ ماه دیگه بمیره...

آقا آخرش چی شد؟ اون بچه چی شد؟ الان کجاست؟

چشم های مظلوم اون مادر یادم نمیره اون شب خجالتم اومد جز حاجت

اون  چیزی ازت بخوام.ولی تو نگفته میدونی و ننوشته میخونی...

اون روز اومدم چون از امروز میترسیدم ولی امروز رسید و من دیگه نمیترسم

چون با هم قراری داریم قراره تو بیای روز موعود...

قراره کار به دست تو انجام بشه من دست دیگه ای نمی بینم...

آقا الوعده وفا...منتظریم منتظر اون سایه سبزیم...

روز موعود نزدیکه آقا...یادت باشه دوساله نوبت گرفتیم که بیای و چنین روزی

به وعده ای که دادی وفا کنی...

آقا اون روز میخوام گرمی وجودت دلامون رو گرم کنه...

چشم انتظارمون نذاری دارم در حضور همه میگم که بیام بگم آقا اومد...

اون خواب ها بی حکمت نبود اون وعده تو خالی نبود...

میخوام یه روز بیام و در حضور همه بگم گرفتم ازت اون چیزی رو که گدایی کرده بودم

میخوام همه بدونند آقا من هیچ حرفی رو بی جواب نمیذاره

آقا منتظریم منتظر یک نگاه تو...

تو همه چیز رو بهتر از من میدونی.خودت میدونی و...

به امید یه نگاهت مهربونترین مهربونها...




ادامه مطلب


| *| نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت 17:54 توسط شادی |