تبليغاتX
کلبه شادی

...زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است

     Shady

         BLOGFA.COM  

     Powered by  MyPagerank.Net

وضعیت در یاهو

دو رکعت بندگی دو رکعت عاشقی...

آفتاب رنگ می بازد.فضا پر میشود از بودن تو...

گرچه تمام روز پروانه یادت دلربایی میکند از چشمانم...

آفتاب رنگ می بازد.یادت در دلم رنگ می گیرد...فضا پر می شود از عطر تو....

گوش جان لبریز از نوای آسمانی لبهایت...

من ناتوان که چگونه جستجویت کنم ای یوسف خوش نام من...!

چگونه بوی پیراهن تو دیدگانم رو روشن سازد؟...

لحظه موعود...

خورشید خواب آلوده جایش را به ماه می دهد...

سپیدی نورماه لالایی چشم های خسته می شود...

و چه آرام خفته اند آدمیان؛که شب را برای آرمیدن آفریده اند...

از چه رو بیداری ماه من؟ مگر چشمان خسته تو خواب را نمی شناسند؟...

چرا بیداری روشنی بخش شب های تارم؟

شب به نیمه رسیده؛خواب از چشمانم پر می کشد...

انگار می داند که وقت اندک است و سحر نزدیک...

خواب از من فراری و من از خواب...

تیک تاک عقربه های ساعت سکوت شب را می شکند...

دقیقه ها چه آهسته می گذرند؛

چشمان بیدارم منتظر است؛ انتظاری شیرین...

انگار زمان سوزن به دست میخواهد که شب را به روز بدوزد...

نورنقره فام ماه چشمانم را قلقلک می دهد...

صدای از دور به گوش می رسد؛چه آرام و دلنشین است...

خدا مرا به سوی خود میخواند؛برای دو رکعت بندگی...

زلالی آب باقیمانده خواب را از چشمانم میشوید...

دو رکعت بندگی به جا می آورم قربة الی الله...

سر از سجده که بر می دارم نمازی دیگر در راه است...

دو رکعت عاشقی را اقتدا میکنم به صداقت تو ؛ نجابت تو و به الماس بلورین

قلب تو...

آیا دو رکعت بندگی را معبود خواهد پذیرفت و دو رکعت عاشقی را معشوق؟...

 

 

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 12:25 توسط شادی |

آيا فردي‌ فراموش‌ كار و كم‌ حواس‌ هستيد؟


خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس برای مشاهده نتيجه به ادامه مطلب بروید.
 

1. زماني‌ كه‌ به‌ خريد مي‌رويد، تا به‌ حال‌ برايتان‌ پيش‌ آمده‌ كه‌ فراموش‌ كنيد ماشين‌ همراه‌ داشته‌ايد وپياده‌ به‌ خانه‌تان‌ برگرديد؟
بلي
خير
نمي دانم


2. آيا تاريخ‌ تولد همه‌ اطرافيانتان‌ را به‌ ياد داريد؟
بلي
خير
نمي دانم


3. آيا تا به‌ حال‌ برايتان‌ پيش‌ آمده‌ كه‌ وارد مكاني‌ شويد و فراموش‌ كنيد كه‌ به‌ چه‌ علتي‌ به‌ آنجارفته‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم


4. آيا تا به‌ حال‌ در هنگام‌ رانندگي‌، مسيرتان‌ را گم‌ كرده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم

5. آيا تاكنون‌ جورابهاي‌ لنگه‌ به‌ لنگه‌ پوشيده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم

6. آيا تا به‌ حال‌، چترتان‌ را در رستوراني‌ جا گذاشته‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم


7. آيا تاكنون‌ برايتان‌ پيش‌ آمده‌ كه‌ تاريخ‌ و زمان‌ قرار ملاقاتي‌ را فراموش‌ كنيد و به‌ موقع‌ به‌ آن‌نرسيد؟
بلي
خير
نمي دانم


8. آيا تمايلي‌ به‌ خيالپردازي‌ و در عالم‌ رؤيا فرو رفتن‌ داريد؟
بلي
خير
نمي دانم

9. آيا توانايي‌ حفظ كردن‌ اشعار را در خود سراغ‌ داريد؟
بلي
خير
نمي دانم


10. آيا تاكنون‌ كيف‌ پولتان‌ را گم‌ كرده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم


11. آيا مي‌توانيد هميشه‌ شماره‌ تلفن‌ها را به‌ خاطر بسپاريد؟
بلي
خير
نمي دانم


12. اگر ساعت‌ دستتان‌ نباشد، مي‌توانيد وقت‌ دقيق‌ را حدس‌ بزنيد؟
بلي
خير
نمي دانم

13. آيا هميشه‌ شماره‌ خودرويتان‌ را به‌ ياد داريد؟
بلي
خير
نمي دانم

14. آيا تا به‌ حال‌ اسامي‌ افراد را با هم‌ اشتباه‌ كرده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم

15. آيا تا به‌ حال‌ برايتان‌ پيش‌ آمده‌ كه‌ آنقدر در فكر و خيال‌ باشيد كه‌ از ايستگاه‌ اتوبوس‌ مورد نظرتان‌رد شده‌ باشيد؟
بلي
خير
نمي دانم


برای هر پاسخ:

بلی: ۲ امتیاز

خیر:۰ امتیاز

نمی دانم:۱ امتیاز



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 19:54 توسط شادی |

مرگ ماهی ها...

عاشق دیوونه من سر بذار رو شونه من

تا با هم بریم به جنگل تا با هم بریم به کوه

تا با هم بریم از اینجا به یه جای با شکوه

بریم اونجا که نشونی از سیاهی ها نباشه

روی خاکش اثری از مرگ ماهی ها نباشه...

آسمونش با تو روشن خالی از ابرهای دلتنگ

سادگی باشه لباس همه دلهای یکرنگ...

عاشق دیوونه من سر بذار رو شونه من

تا با هم بریم به جنگل تا با هم بریم به کوه

تا با هم بریم از اینجا به یه جای با شکوه

بریم اونجا که نشونی از سیاهی ها نباشه

روی خاکش اثری از مرگ ماهی ها نباشه...

 



| *| نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:46 توسط شادی |

چه حلاج ها رفته بر دارها...

همي گويم و گفته ام بارها

بود کيش من مهر دلدارها

***
پرستش به مستي است در کيش مهر

برون اند زين جرگه هشيارها

***

به شادي و آسايش و خواب و خور

ندارند کاري دل افگارها

***

به جز اشک چشم و به جز داغ دل

نباشد به دست گرفتارها

***

کشيدند در کوي دلدادگان

ميان دل و کام، ديوارها

***

چه فرهادها مرده در کوهها

چه حلاجها رفته بر دارها

***

چه دارد جهان جز دل و مهر يار

مگر توده هايي ز پندارها

***

ولي رادمردان و وارستگان

نبازند هرگز به مردارها

***

مهين مهر ورزان که آزاده اند

بريزند از دام جان تارها

***

به خون خود آغشته و رفته اند

چه گلهاي رنگين به جوبارها

***

بهاران که شاباش ريزد سپهر

به دامان گلشن ز رگبارها

***

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت

زند بارگه ،گل به گلزارها

***

نگارش دهد گلبن جويبارها

در آيينه ي آب، رخسارها

***

رود شاخ گل در بر نيلفر

برقصد به صد ناز گلنارها

***

درد پرده ي غنچه را باد بام

هزار آورد نغز گفتارها

***

به آواي ناي و به آهنگ چنگ

خروشد ز سرو و سمن، تارها

***

به ياد خم ابروي گل رخان

بکش جام در بزم مي خوارها

***

گره از راز جهان باز کن

که آسان کند باده، دشوارها

***

جز افسون و افسانه نبود جهان

که بستند چشم خشايارها

***

به اندوه آينده خود را مباز

که آينده خوابي است چون پارها

***

فريب جهان مخور زينهار

که در پاي اين گل بود خارها

***

پياپي بکش جام و سرگرم باش

بهل گر بگيرند بيکارها



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 11:24 توسط شادی |

مادر ای زیباترین شعر خدا...

اول از همه این دسته گل زیبا

تقدیم به همه مادران عزیز و بی همتا.امیدوارم همواره مثل گل شاداب و با طراوت

باشند ولی عمرشون هرگز مثل گل کوتاه نباشه.

و میلاد بانوی مهربونی ها مادر همه عالم هستی زهرای اطهر(س) را به همه

دوستان گلم تبریک و تهنیت میگم.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

مادر ای پرواز نرم قاصدک

مادر ای معنای عشق شاپرک

ای تمام ناله هایت بی صدا

مادر ای زیباترین شعر خدا

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

امروز یه روز خاصه.مثل همه روزهایی که وقتی آغازش میکنی

یه احساس عجیب داری.البته من نزدیک به یک ماهی میشه منتظر

امروزم.اخه یک مادر و یک دنیا محبت و به اسم یک روز برای قدردانی.

البته باید ثانیه به ثانیه لحظه به لحظه از مادرهای گلمون تشکر و قدردانی

کنیم.ولی خوب گاهی فراموش میکنیم که چه نعمتی رو در کنارمون داریم.

هر کاری هم بکنیم جبران یک ثانیه از محبت های خالصانه مادر نمیشه

اصلا هدف هم جبران نیست چون مادر بی چشم داشت و با عشق درونی فرزند

دلبندش رو در آغوش محبتش بزرگ میکنه.

مامانی عزیزتر از جانم؛قشنگ تر از گلم:

اخه من امروز چطوری با چه جمله ای بهت بگم دوستت دارم؟

چطوری تو چشم های ماهت نگاه کنم و بگم قدردادن خوبی هات هستم.؟

چطوری نگات کنم و چشام خیس نشه؟ و چطوری بذارم چشام خیس شه

و با خیس شدنش دلت رو بلرزونم؟

مامانی نازنین و مهربونم اینقدر خوبی که در توانم نیست از تو بگم.

در توانم نیست تشبیهت کنم شعرت کنم غزلت کنم.

امروز میخوام ساده از تو بگم.عامیانه.

بگم فرشته آسمونی من الهی من هزار بار فدای چشات بشم.

اینطوری نگام میکنی دیوونه میشم.تا ساعت ها دور خودم میچرخم.

مهربونی میکنی نمیتونم برم به زندگیم برسم.

دلم میخواد همه چیز رو رها کنم و پایین پاهات بشینم و فقط نگات کنم.

فقط نگاه...

وقتی دارم نگات میکنم یک دنیا حرف تو چشامه.یک دنیا حرفی که شرم

نمیذاره به زبون بیارم.

دوست دارم آسمونی ترین فریاد من.دوست دارم آسمونی ترین سکوت من.

از خدا میخوام همیشه سالم باشی همیشه شاد باشی.

از خدا میخوام همیشه در برابر خوبی هات قدر دادن باشم.

هرگز یادم نره کی بوده کی شدم.هرگز فراموشم نشه چطوری با شیره جان من رو

 بزرگم کردی.هرگز یادم نره بی تو من بی ریشه و بی اصلم.

یادم نره همه افتخارم تویی.

مامانی نازنینم الهی دورت بگردم دوست دارم و تو بهتر از هر کس میدونی

که چقدر دوستت دارم.

وقتی بهم میگی به خاطر ماها هست که دلت میخواد مرگ رو جواب کنی

اخ چه لذتی داره.چه لذتی داره معشوقت بدونه که میمیری براش.

دوست دارم مامانی خوبم.روزت مبارک.

 



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 8:46 توسط شادی |

تست روانشناسی...

آيا فردي‌ جسور هستيد؟


خواهشمنداست به سئوالات زير با دقت پاسخ دهيد و سپس کليد مشاهده نتيجه را فشار دهيد.
 

1. آيا فيلم‌هاي‌ مهيج‌ و پر از درگيري‌ را به‌ فيلم‌هاي‌ عشقي‌ و لطيف‌ ترجيح‌ مي‌دهيد؟
بلي
خير
نمي دانم


2. آيا تا به‌ حال‌ در دعوايي‌ كه‌ مي‌دانستيد لازم‌ است‌ وارد عمل‌ شويد، شركت‌ كرده‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم


3. اگر دزد يا متجاوزي‌ به‌ منزلتان‌ وارد شود، آيا به‌ او حمله‌ور مي‌شويد؟
بلي
خير
نمي دانم


4. آيا از مناظرات‌ و مباحثات‌ خوشتان‌ مي‌آيد؟
بلي
خير
نمي دانم


5. آيا حاضريد پرش‌ از ارتفاع‌ بلند (در حالي‌ كه‌ با طنابي‌ به‌ جاي‌ محكمي‌ بسته‌ شده‌ايد) انجام‌دهيد؟
بلي
خير
نمي دانم


6. اگر در خيابان‌ دچار سانحه‌ رانندگي‌ شويد، آيا با راننده‌ طرف‌ مقابل‌ به‌ جر و بحث‌ مشغول‌مي‌شويد؟
بلي
خير
نمي دانم

7. آيا از فيلم‌هاي‌ ترسناك‌ و جنايي‌ خوشتان‌ مي‌آيد؟
بلي
خير
نمي دانم

8. اگر جيب‌ بري‌ را در خيابان‌ ببينيد، آيا جريان‌ را به‌ پليس‌ گزارش‌ مي‌كنيد؟
بلي
خير
نمي دانم

9. آيا تا به‌ حال‌ به‌ پيست‌ اتومبيل‌ راني‌ رفته‌ايد؟
بلي
خير
نمي دانم


10. زماني‌ كه‌ به‌ شهر بازي‌ مي‌رويد، آيا هميشه‌ سوار ترن‌ هوايي‌ مي‌شويد؟
بلي
خير
نمي دانم

11. آيا حاضريد سوار يك‌ زير دريايي‌ شويد؟
بلي
خير
نمي دانم

12. آيا مايليد كشتي‌گيري‌ از نفس‌ افتاده‌ و خسته‌ باشيد؟
بلي
خير
نمي دانم


13. آيا به‌ گشت‌ و شكار در دنياي‌ وحشي‌ (جنگل‌ها) علاقه‌ داريد؟
بلي
خير
نمي دانم

14. آيا مايليد با چتر نجات‌ از هواپيما بيرون‌ بپريد؟
بلي
خير
نمي دانم

15. آيا حاضريد به‌ يك‌ موش‌ زنده‌ دست‌ بزنيد؟
بلي
خير
نمي دانم

برای جواب "بلی:  ۲ امتیاز

جواب"خیر۰ امتیاز

جواب"نمی دانم"  ۱ امتیاز

پس از محاسبه امتیاز خود برای دیدن نتیجه به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب


| *| نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 12:7 توسط شادی |

من روزه دار عشق توام...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

باز هم سپیدی کاغذ مرا به سوی خود می خواند...

باز تلاطم دل خون قلم را به جوش می آورد...

باز من و تنهایی و فراق تو و خط خطی های نامفهوم...

مرا یارای تصویر کردن غم فراقت نیست...

قلم اینبار نیز عصای دست من است...

تو را مرور میکنم؛تکراری مکرر...

و اینبار چون همیشه اشک پابه پایم می آید...

انصاف نیست تا دل هوایت را کند بخواهم که باشی...

انصاف نیست تا چشم تشنه دیدارت شود تو را بنگرم...

این ضایع کردن حق عشق توست؛ و اینگونه نیستم...

چون دلتنگت می شوم چشم می بندم،مبادا دیدن تو دلتنگی ام را برباید...

تا تشنه شنیدن صدای دلنوازت می شوم گوش هایم را می گیرم...

نه!

باید فراق کشید...سزاوار است در عشق تو سوختن...

سزاوار است در فراق تو ابر شدن و باریدن...

چه دلنشین است وقتی تو را از خود نیز دریغ میکنم...

روزه دار عشق توام کی اذان خواهند گفت؟

کی با نوشیدن جرعه ای از ناز نگاهت روزه ام را خواهم گشود؟

عجب امساکی است، روز بس طولانی است...و هوای فراقت بس سوزان...

لحظه به لحظه تشنه ترم...

آیا جرعه ای از وجود تو در وقت اذان مرا سیراب خواهد کرد؟

مهر سکوت بر لب می زنم مبادا روزه ام را بشکنم...

گناه ممنوع مبادا روزه ام را بشکنم...

در امساک عشق تو چشم و گوش میبندم از هر چی پلیدی و ناپاکی...

و دهان میبندم از گفتن غیر تو...

من روزه دار عشق توام...

چشم به راه که با جرعه ای از نگاهت در وقت افطار سیرابم کنی...

پس کی اذان می گویند؟!...

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com



| *| نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 و ساعت 6:17 توسط شادی |

حرف های قشنگ...

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم ، چرا که سالها به اجبار خواهیم خفت . . .

 

گویند آن سوی ناکامی ها همیشه خدائی هست که داشتنش

جبران همه ناکامی هاست . . .

 

برای بلند شدن باید خم شد ، گاهی مشکلات تو را خم میکنند

و بدان آغاز ایستادن است . . .

 

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

 

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

 

خوب گوش کردن را یاد بگیریم…

گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .

 

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .

 

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .

 

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .

 

انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .

 

اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی

بدست خواهی آورد . . .

 

قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی

فردا میشکند دگری قلب تو را  . . .

 

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . .

 

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .

 

جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .

 

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .

 

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .

 

کسی که به فکر درست کردن آینده خودش نیست ، نمیتونه آینده کسی باشه . . .

 

آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد .

 

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .

 

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

 

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .



| *| نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 12:35 توسط شادی |