تبليغاتX
کلبه شادی

...زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است...

     Shady

         BLOGFA.COM  

     Powered by  MyPagerank.Net

وضعیت در یاهو

نصایح

 

  عادت مانیست رنجیدن کس      

  ور بیازارد نگوئیمش بکس

  ور بر ارد دود از بنیاد ما         

  آه اتش باز نارد یاد ما

  ورنه ما شوریدگان با یک سجود 

  بیخ ظالم را بر اندازیم زود

  رخصت ار یابد زما باد سحر       

  عالمی در دم کند زیر و زبر

 



| *| نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 8:35 توسط شادی |

تصویر واقعی انسانها (انچه باید دانست)

بطواف کعبه رفتم بحرم رهم ندادند     که تو در برون چه کردی بدرون خانه آیی

خداوند تمام انسانها را بشکل خود افرید"امامان را بشکل اصلی خود و کامل"و عموم

را بشکل ساده تر افرید"یعنی انسانهای عادی برای کامل شدن معرفت و شخصییت

و فطرت بشری در این جهان فرصت کافی دارند"و از اینروست که میگویند انسانها

برای امتحان افریده شده اند "و حال
انسانها برای کامل شدن نیاز به الگو  دارند"و

چون انبیاء اولیاء و ائمه بشکل اصلی خداوند هستند میتوانند بهترین الگو برای ما

باشند"مثال: علی(ع) مظهر بشریت و دنیوی خداست . و چون خدا قابل رویت نیست

 علی(ع) را در جهان فرستاد تا مردم کیفیت بشری را ببینند"چرا که ائمه دوازده گانه

نور خدایند
"و چون خدا کامل است پس نور خدا هم کامل و قابل رویت میباشد .

یعنی بعد از خدا تمام ائمه انتخاب شده بودند حتی قبل از تولدشان"در این جهان

هستی چرا که ازلی هستند یعنی از روز ازل انتخاب شده بودند.وحال که ازلی

هستند پس ابدی هم باقی خواهند ماند و تا ابد زنده و حی و حاضرند. و چون پا ی

به این جهان هستی میگذارند نیازی به اموختن علوم نیز ندارند چرا که با علم و

قدرت مطلق که همانا (لدنی و ابدال) میباشد ایجاد میشوند" و همه چیز انها از قبل

پیش بینی شده میباشد .همانند اتم که از >>الکترون و پروتون و اتم و هیدروژن<<

بوجود می اید و ازلی و ابدی هم هستند تازه هر واقعه ای هم در دنیا اتفاق بیفتد"

الکترونها ازبین نخواهند رفت.شاید از کهکشانی بکهکشانی دیگر بروند و اطراف

جهان را بپیمایند اما مصدوم نمیشوند و تغییر هم نمیکنند.امامت هم ابدی هستند و

مرتبه و مقام و مختصات امامت خود را حفظ میکنند و توقف کوتاه انها در زمین و بین

مردم فقط برای اداره امور مردم است "پس معلوم میشودکه بعد از مرگ هم

ظاهرشان مجددا به اسمان برمیگردند و همیشه زنده و جاوید هستند و مکان

مرگشان هم جایگاهیست که بندگان خدا جمع میشوند" و حتی حاجتشان را هم از

 انها میگیرند
....این مقدمه ای بود تا هدف از راه رهروان طی کردن را بدانیم "

امیدوارم قبل از اینکه نظراتتان را نسبت به مخالفت این منطق اعلام بفر مائید منطق

خود را نیز اعلام بفرمائید
و الا بدون چون و چرا نظرتان حذف خواهد شد ..تا بتوانیم

بیک منطقی دست بیابیم..مرحمت زیاد





| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 2:50 توسط شادی |

گل همیشه بهارم:تو زمستونم تو بهاری!!!

 

اخه دوخط بهار به کجای زمستونم بر می خوره ننه سرما؟!

ننه سرما که چادر سپیدش رو روی طبیعت کشید

آهسته تو گوش زمین گفت عروس زیبایی شدی!

زمین با شرم لبخند زد وگونه هاش از خجالت سرخ شد.

فرشته ها کم کم دارن محیا میشن .هر کدوم یه سبد به دست گرفتند و به صف ایستادند.

ننه سرما یه هر فرشته یه هدیه میده تا با خود به  زمین ببرند.

کف سبد با ساتن آبی رنگ زیبایی پوشیده شده.

هر فرشته ها هدیه ها را آهسته توی سبدها مخفی میکنند.

کم کم بالهایشان را به هم میزنند وآماده پرواز میشن.

آسمون رابا ابرهای سیاه وسفید می پوشونند تا خورشید

نتونه تیرهای آتشینش رو به هدیه ها بزنه.

فرشته ها دست در دست هم آواز خوان به پرواز در می آیند.

وهدیه ها را با خود به زمین میبرند.

هدیه ها  کریستال های بلورین برف هستند.

زمین خشک وسرد است.

فرشته ها آهسته کریستال ها را به زمین تقدیم می کنند.

موهای زمین با کریستال ها آذین بسته می شود.

ولباس زیبایش غرق در نور میشود.

فرشته ها ماموریت خود را به انجام رسانده اند.

زمین سر تاسر سپید است.

به سپیدی صداقت یک عاشق.

 

 

واما تو!!!

زمین سرد رافقط یاد تو گرما می بخشد.

قلب مهربان تو نازنین من سردی ایام را از یادم می برد.

وخاطره تو سپیدی برف را در نظرم زیبا جلوه میدهد.

باز تو وسبد" سبد صداقت!

باز تو و یک دنیا محبت!

باز تو سالار عشق وباز دل من!

وباز من سر تعظیم فرود می آورم در برابر:

صداقت تو ، نجابت تو، عشق تو وپاکی تو!

وباز هم شاگردی می کنم در محضر نگاه تو!

واینبار محکم تر از قبل اقرار میکنم که

سالار عشق تویی

استاد عشق تویی.

فقط تو!

 



| *| نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 17:21 توسط شادی |

عاشق تر از من فقط تویی!!!

بازم اومدم

سلام:

اومدم اینبار بگم:اگه پرواز رو میخوای یاد بگیری

عقاب منم.

اگه تو درس عاشقی میخوای همیشه یک باشی

استاد منم.

اومدم اینبار بگم

خیلی رساتر از همه:اگه سرزمین عشق مقصدته

راهبر منم.

اومدم اینبار دیگه حرف بزنم

ترس ازم هراس داره من اومدم داد بزنم.!

اومدم واضح بگم.

من اومدم روشن کنم.

تو کلاس عاشقی نمره یک مال منه!

نمره اوله منم.

همه رو با یک نگاه تو درس عشق رد می کنم.

نمره صفر میذارم رو هر چی عشق خالیه!

عشق اخه خیالی نیست.

واقعیه!

آره من

آره منم!

چرا نگم؟

چرا فریاد نزنم؟ داد نزنم؟

مگه رتبه یک بودن شرم وخجالت میدونه؟

مگه عاشقی سکوت وصبروطاقت می دونه؟

من خودم دیدم که صبر مقابلم زانو زده.

من خودم دیدم که غم مقابلم اشک میریزه.

من بودم اونی که تو نبودنت نفس نداشت.

من تورو جای نفس لحظه به لحظه کشیدم.

من بودم تو لحظه شکستنم گرفتمت.

تا مبادا نکنه قلب بلورت بشکنه.

من بودم تو دادگاه نبودنت محکوم شدم.

من طناب دارو از گردنت آروم ربودم.

من خودم محکوم بودم ولی وکیل تو شدم.

تا نیاد اون روزی که کسی بهت حکم بکنه.

تا نیاد لحظه ای که کسی مجازاتت کنه.

تا که حتی اون خدا.خدای تو.خدای من.

نکنه یه وقت ازت سوال کنه.

میگن اون لحظه که دیگه لحظه گم شدنه،

اون زمانی که دیگه روز قضاوت کردنه،

میگن اون ساعتی که دیگه میخوان حکم رو بدن،

اون روزهایی که دیگه طناب دار به گردنه،

میگن اونجایی که نفع وسود تو در وسطه،

اون زمانی که دفاع فقط تورو نجات میده،

اون موقع است که رو میشه کی عاشقه؟

اون موقع معلوم میشه کی راست میگه؟

اون زمان نجات تو فقط اینه

که بگی یکی دیگه مقصره.

اون موقع اگه بگی شریک دارم،

یه امیدی میمونه.

جرمه تو با شریکت قسمت میشه.

دیگه شاید نمیری.

ولی موندن دیگه فایده نداره،

وقتی عشق رو بفروشی به نفست.

اون زمان دیگه کشیدن نداره،

نفسی که خالی از عشقت باشه.

میگن اون موقع میشه راحت دونست،

بابا جون کی عاشقه؟

منم عاشق، منم اون عاشقی که

حتی تو لحظه دوری از نفس،

حتی اون جایی که چارپایه زور،

زندگی رو زیر پاهام میکشید،

مردونه، مرد نبودم ولی شدم.

بیگناهی تو رو فریاد زدم.

این منم اونی که زندگی رو با

همه بودن خود طلاق دادم.

خواستنی های دلم رو بی ریا

همه رو با اشتیاق به باد دادم.

ولی عاشق تر از من

فقط تویی!!!

اونی که تو محضرش درس میگیرم.

آره تو!

تو عشق یاد من دادی.

من شاگرد تو بودم که استادم.

اگه من از خود گذشتم واسه تو،

عزیزم از من گذشتی واسه من!

برای عاشق گذشتن از خودش

چیزی نیست.

رسم عاشقی اینه.

پس منم کاری نکردم واسه تو.

ولی تو

گذشتی از من واسه من

بگو شق القمر اینجوری میشه؟

نازنینم بگو اینجوری میشه؟

رتبه یک رو بگیره هر کی از عاشق من

دیگه نام عشق رو من خط میزنم از دفترم.!!!

 

 



| *| نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 9:32 توسط شادی |

اونقدر از تو میگم...

 

اونقدر از تو میگم که میون اسم

تو توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق

بعد مجنون یه نفرصاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفس هات هر جا هستی با منه

تو مگه عمر منی که دم وباز دمم تو رو فریاد میزنه

فقط تورو داره فریاد میزنه



| *| نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 18:58 توسط شادی |