جوجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه قناری...
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام یادتون هست گفتم دو تا قناری دارم که تخم گذاشتن؟ اره الان از اون موضوع دو سه ماهی میگذره.اول دو تا تخم گذاشت که با همه مراقبت هایی که ازشون کرد جوجه نشدن و خودش اونها رو بعد از یک ماه از لونه انداخت بیرون.بعد از اون دو تا تخم دیگه گذاشت و باز جوجه نشد روزی که میخواست اون دو تا تخمها رو بندازه از لونه بیرون خیلی دلم به حالش سوخت.اخه عین این مادرهای بچه مرده غمگین بود تخم ها رو انداخت بیرون و خودش رفت تو لونه سرش رو از لونه آورد بیرون. خیلی غمگین بود پرنده نر هم بالای لونه نشسته بود و اون رو نوازش میکرد. دلم سوخت و خیلی ناراحت شدم اخه منم خیلی انتظار کشیده بودم همه میگفتن باید پرنده نر رو عوض کنی.دلم نیومد گفتم یه فرصت دیگه بهشون بدم.عصر همون روز یه تخم تازه گذاشت.منم به غذاشون میرسیدم تا قوی بشن روز بعد یه تخم دیگه...و همینطور هفت تا تخم گذاتشت.حدود ۲۸ روز طول کشید یه روز وقت نماز دیدم یه صدای ضعیفی از تو قفس شنیده میشه.واااااااااااای از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم. صبر کردم ساعت شد ۷ صبح قفس رو بردم تو نور و نگاش کردم دیدم اره یه جوجه.. دلم میخواست به همه بگم که جوجه به دنیا اومده.۵ دقیقه ای یکبار میرفتم نگاش میکردم.جوجه یک روزه شد و مرد بیرون.دو روز شد دیدم وااااااااااای بازم صدای جیک جیک میاد.... و دو روز بعد باز یه جوجه دیگه. حالا اون جوجه های ناز ۱۷ روزشون هست. خداروشکر که زحمتهای این مادر کوچولو بالاخره ثمر داد. وقتی رفتم از بالای قفس عکسشون رو بگیرم سرشون رو گرفتن بالا منو نگاه میکنند.قربون خدا برم.واقعا که خدایی برازنده خودش هست و بس! ![]()
![]()
![]()
وای خود پرنده ماده مرده اون رو از قفس آورد 















