ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->

بشارت آرامشی برای دلواپسیهایم،
و سکوتی برای فریادهای تنهاییم،
آمدنت را باور نخواهم کرد
آهسته آمدی و
ولی دنیای وجودم از لرزه نگاهت در خود
فرو ریخت.
من در تو گم شدم .
گمشده ای در اقیانوس بیکران نگاه تو
که هرگز راه ساحل را نمی جوید.
میخواهم من زورق سوار نگاه تو باشم تا ابد.
با من بمان که ماندنم با تو معنا می گیرد.
با تو می مانم تا بدانی هنوز هم عشق
زنده است.هنوز...
***************
آنچنان جاي گرفتي تو به چشم و دل من
كه به خوبان دو عالم نظري نيست مرا . . .
****************
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست
حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيدا ست
من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم
افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
****************
ابر چشمم به هواي رخ تو باراني است
مثل درياي دلت ديده من طوفاني است
يك نظر كردي و دل گشت اسيرت اينك
پشت مژگان دو چشمت دل من زندانيست
همچو گردون به تمناي وصالت شب روز
كار و دل از پي ديدار تو سر گردانيست
****************
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش به بادامی بسازد
****************
امشب ای جان باز بیمار توام،
عاشقم،دیوانه ام،زار توام،
همگان خوابند و من در انتظار،
روز و شب بیخواب و بیدار توام.
****************
در ذهن نیافرینمت میمیرم،
از شاخه اگر نچینمت میمیرم،
ای عادت چشمهای بی حوصله ام،
یک روز اگر نبینمت میمیرم.
****************
تو ترمه نگاهم چشات گلابتونه،
گذشتن از تو سخته،
محاله دل بتونه،
یه گوشه توی قلب هر آدمی نوشته:
با عشق میشه پنبه کرد
هر چی که غصه رشته!
******************
پيري ان نيست كه بر سر بزند موي سفيد"
هر جواني كه بدل عشق ندارد پير است
*****************
چشم من شایسته دیدار نیست
ورنه از تو مهربان تر یار نیست...
****************
وسعت سوز مرا زمزمه ی ســاز کم است
زخمه ی ســاز مرا فرصـــت آواز کم است
کهکشانی ست به هر گوشه ی چشمت ..اما
در هـوای نظـرت قدرت پرواز کم است
با ردیفی که دوچشمـــــــان غریبـــــت دارند
شعــــر موزون تو را قافیــــه پرداز کم است
شهـــــر در غربــــت بی همنفسی می میرد
دستهــــــایی که کند پنجره ای باز...کم است
با بهــــاری که تو با آمــــــــدنت آوردی
گر کنم جان به فدای قدمـــــت ..باز کم است
استاد عزیز:سیدمحمدرضا هاشمی زاده
***************
گفتی که چرا غرق تماشای منی
انچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشمان تو قدر مژه بر هم زدنی
**************
با همه ی بی سرو سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظهی طوفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن - سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
ها.... به کجا میکشی ام - خوب من؟
ها... نکشانی به پشیمانی ام
**************
دریای کوچکم شو و من هم پری شوم
آرام لای تاب و تبت بستری شوم
هی موج موج بال وپرم را ببوسی و
از بوسه ات بمیرم و خاکستری شوم
هی اشک می شوی که تنم سبزتر شود
من هم به دور روح تو نیلو فری شوم
انگشتر عقیق سلیمانی ات کجاست
تا من عروس خانه ی پیغمبری شوم
من با تمام حادثه ها دست می دهم
تا معدن طلای تو را مشتری شوم
**************
از عالمی گسست دلم بسته ی تو شد
محبــوب من،تــو بـا همه عــالــم بـرابـری
**************
در سایــه مهربانـی تــو،بر پا شده این جوانی من
باشد به فدای یک نگاهت،عمر من و زندگانی من
*************
آنچنان کز برگ گل عطـر گلاب اید برون
تا که نامـت میبرم از دیده آب آیـد برون
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386

