تبليغاتX
کلبه شادی

...زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است...

     Shady

         BLOGFA.COM  

     Powered by  MyPagerank.Net

وضعیت در یاهو

چه حلاج ها رفته بر دارها...

همي گويم و گفته ام بارها

بود کيش من مهر دلدارها

***
پرستش به مستي است در کيش مهر

برون اند زين جرگه هشيارها

***

به شادي و آسايش و خواب و خور

ندارند کاري دل افگارها

***

به جز اشک چشم و به جز داغ دل

نباشد به دست گرفتارها

***

کشيدند در کوي دلدادگان

ميان دل و کام، ديوارها

***

چه فرهادها مرده در کوهها

چه حلاجها رفته بر دارها

***

چه دارد جهان جز دل و مهر يار

مگر توده هايي ز پندارها

***

ولي رادمردان و وارستگان

نبازند هرگز به مردارها

***

مهين مهر ورزان که آزاده اند

بريزند از دام جان تارها

***

به خون خود آغشته و رفته اند

چه گلهاي رنگين به جوبارها

***

بهاران که شاباش ريزد سپهر

به دامان گلشن ز رگبارها

***

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت

زند بارگه ،گل به گلزارها

***

نگارش دهد گلبن جويبارها

در آيينه ي آب، رخسارها

***

رود شاخ گل در بر نيلفر

برقصد به صد ناز گلنارها

***

درد پرده ي غنچه را باد بام

هزار آورد نغز گفتارها

***

به آواي ناي و به آهنگ چنگ

خروشد ز سرو و سمن، تارها

***

به ياد خم ابروي گل رخان

بکش جام در بزم مي خوارها

***

گره از راز جهان باز کن

که آسان کند باده، دشوارها

***

جز افسون و افسانه نبود جهان

که بستند چشم خشايارها

***

به اندوه آينده خود را مباز

که آينده خوابي است چون پارها

***

فريب جهان مخور زينهار

که در پاي اين گل بود خارها

***

پياپي بکش جام و سرگرم باش

بهل گر بگيرند بيکارها



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 11:24 توسط شادی |